خندید، گفت نزدیکم. خیلی نزدیک. و بعد، دوباره نبود.
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
هیچوقت آهنگی که از صمیم قلب دوست داری رو نباید برای دیگران بذاری تا بشنون، مگر برای کسی که عاشقانه دوستش داری، تا درحین پخش آهنگ از پشت بغلش کنی و بوش کنی تا اگه از آهنگ لذت نبرد، از آغوش همدیگه لذت ببرین
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
و من فهمیدم که دوست داشتن باید بویی شبیه همین عطری که گاه و بیگاه گلویم را فشار میدهد باشد
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
حق داره
بخوام تمام رنج هارو کنار هم بذارم، یه دریا میشه که اینا فقط چند قطره ش بود
-------
پس از سال ها، فکر میکنم کم آوردم . مثل رسیدن به جایی که اگه بعد از اون هر اتفاقی بیفته اصلا هیچ اهمیتی نداره.
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
ترکیببی از ترس، حماقت، درد، دلتنگی و ناامیدی . . .
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی
نمیدونم دوباره چه زمانی بر میگردم، ولی میدونم دیگه دوست ندارم اینجا بنویسم . . .
برچسب:
نویسنده: بردیا رضایی